لسان الملك سپهر

1213

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

آن اراضى نشيمن جسته‌اند و روزگار به مبارات « 1 » مسلمين و كفر و طغيان مىگذرانند كيفرى كنند . لا جرم بشر بسيج « 2 » راه كرده ، بيرون شتافت و چون با آن جماعت نزديك شد با يك تن از شبانان ايشان بازخورد و او را مأخوذ داشته خبر قوم بپرسيد ؛ و از راه و بيراه آگهى گرفت . پس ناگاه بر مواشى بنى مرّة دست يافت آنها را براند و طريق مدينه گرفت . شبانگاه آن جماعت از راندن مواشى آگاه شدند و از دنبال بشر گروهى از شجعان قوم بشتافتند ، و چون راه نزديك كردند مسلمانان به جنگ درآمدند و ايشان را لختى با تير دفع دادند ، چندان‌كه تركشها از تير پرداخته گشت . « 3 » اين وقت كافران با شمشيرهاى كشيده حمله‌ور گشتند و جنگ پيوسته شد و جمعى از مسلمين مقتول گشت و بشر زخمى گران يافته در ميان قتلى افتاد . كافران او را كشته پنداشتند و مراجعت كردند . بامداد بشر به زحمت تمام خود را به فدك رسانيد و به مداوا پرداخت تا قوتى به دست كرده باز مدينه شد و رسول خداى قبل از ورود بشر خبر او بگفت ؛ و سال ديگر آن جماعت را كيفر كرد - چنان كه در جاى خود مذكور مىشود - . و هم در اين سال جماعتى سريّه على عليه السّلام را به يمن دانسته‌اند و اين سخن نزد نگارنده اين كلمات مبارك استوار نمىآيد ، چه سفر علىّ مرتضى به جانب يمن در سال دهم هجرى است - چنان كه در جاى خود به شرح مىرود - . قصّهء عمرة القضاء عمرهء قضا نيز در سال هفتم هجرى واقع شد و آن را عمرة القضاء و عمرة القضيّة و عمرة الصّلح نيز گويند . بالجمله چون رسول خداى از خيبر مراجعت فرمود ، به دفع كفار چند كس به سريه مأمور داشت ، زيارت مكه را تصميم عزم داد و در شهر ذىقعده فرمان كرد تا اصحاب ساخته سفر مكه شوند و عمره حديبيه قضا كنند . بر حسب فرمان هيچ‌كس از آن جماعت كه حاضر حديبيه بود از اين سفر متقاعد

--> ( 1 ) . مبارات : دشمنى ( 2 ) . بسيج : آمادگى و ساختگى براى هر كار خصوصا كار سفر . ( 3 ) . تيردانها از تير خالى شد .